در سایه زندگی
در سایه زندگی، در آرامشی دلانگیز،
شادی نمایان میشود، آزادیای جادویی.
آنجا که دردها محو میشوند، نسیم بهآرامی میرقصد،
لحظهای در تنهایی، نور را کشف میکنم.
صدای طبیعت در گوشهای من زمزمه میکند،
لحظات سادهای، از باغی شگفتانگیز.
بستنی یخی در زیر خورشید تابستان،
عطر باران، خاطراتی برای دوست داشتن.
آیا میتوان بدون رهایی شاد بود؟
تنفس بدون هوا، یعنی زیستن بدون احساس.
شادی و درد با هم میرقصند، پیوسته،
در سایه است که جنون شیرین ما ظاهر میشود.
شاید شادیهای ما از راههای مختلف باشند،
اما با هم، میتوانیم لحظاتی از جهان را زندگی کنیم.
در شبهای تاریک، شعله امیدی یافتن،
رنجها را تغییر دادن، زیستن، دوست داشتن، ایمان داشتن.
زندگی جشنی است، پر از خندهها و شادی،
مواظب باش در زندگی روزمره و ناامیدی گم نشوی.
جسارت کن در ماجراجویی، در هر پیچ شگفتزده شو،
شادی در لحظهای درخشان پنهان شده است.
این زندگی است، این هدیهای از آسمانی مهربان،
لبخندی، نوری، آهنگ لحظهای.
در نفسی سبک، شادی نمایان میشود،
نور میدرخشد، رقصی جاودانه.
درسته یه دی ماهی ام☃️