+ یه کمی درس خوندم ولی نه اونطور که باید😶🌫️ و طول هفته باید برای میانترمم آماده بشم🤓
+ نیاز داشتم به یکم وقت برای خودم😇
+ فیلم دیدم چندتایی🎬 و کتابم رو یکم خوندم اما تمومش نکردم🙈
+ دیروز با آیدا رفتیم یکم قدم زدیم🏡 و فالوده شیرازی و کلوچه فومن خوردیم و صحبت کردیم👭
+ شب رفتم در مورد باشگاه مدنظرم صحبت کنم⛹️♀️ که اشتباهی سانس مردا رفته بودم😬 اصلا این باشگاه رفتن قسمت نمیشه انگار👀
+ امروز تمیزکاری کردم🧹 و لباسام رو اتو کردم👔 و ناهار تن ماهی زدم🍽 و یه دوش حسابی هم گرفتم🧖♀️
+ کتاب صوتی رو تموم کردم😉 که برای مسابقه کتابخوانی هستش و الان باید نسخه فرانسویش رو یه نگاه بندازم🤓
+ فیلم جدایی نادر از سیمین🎞 رو با زیرنویسی فرانسوی دیدم برای تقویت فن ترجمه به توصیه استاد مازیار👍🏻
+ جدای از بحث تمرینی که دیدن این فیلم داشت یه دیدگاه جدیدی رو برام آنلاک کرد🤔 دفعه اولی که این فیلم رو دیدم بچه بودم و دنیام محدود سن خودم و فارغ از دغدغه آدم بزرگا بود🧸 اصلا از بابا فیلم خوشم نمیومد و اصلا کاراش برام معنایی نداشت و خیلی دلم میخواست آخر فیلم دختره مامانش رو انتخاب کنه👩👦 ولی امروز که بعد از مدت ها دوباره این فیلم رو دیدم دلم میخواست که دختر قضیه با باباش بمونه👨👦 انگار الان باباهه رو درک میکردم و جایگاهش برام فرق کرده🤔
+ این فیلم بهم فهموند که 'پخته نشود خامی تا سر نکشد جامی' خلاصه که این هم تجربه ایی جالب بود🙃
+ امروز تصمیم داشتم توی گروهمون روز معلم رو به اساتید تبریک بگم از طرف کل بچه ها🎉 ولی خب بنا به حس ششم این کار رو نکردم🔮 و الان خوشحالم که به این حس اعتماد کردم😌 چرا که آیدا پیشنهاد داد که نماینده کلاس این کار رو بکنه و اینطوری از ایجاد هر گونه تنشی جلوگیری شد و خدا رو شکر بابتش✨️
+ این روزا خیلی قوه تخیلم کار میکنه و داستان و سناریوهای جالبی میسازه🪄 این حس رو دوست دارم خیلی🤗
+ یادم رفت این روز به مامانم تبریک بگم😶 فردا یادم باشه تبریک بگم🤔 ای بابا کلی از صبح برنامه ریختم آخرشم پاک یادم رفت😶🌫️
+ بریم برای شروع یه هفته دیگه🍀 خدایا به امید خودت🤍
درسته یه دی ماهی ام☃️