دست خونینت را از او بردار! برای چه آن روسپی را تازیانه میزنی؟ پشت خودت را برهنه کن! تو برای کام گرفتن از او به سر میدوی، و باز برای همین گونه کار تازیانهاش میزنی. رباخوار آن را که سرش کلاه بگذارد حاضر است دار بزند. عیب های کوچک ژنده پوشان از خلال پارگیهای لباسشان نمایان می شود، اما رداها و جامه های خز دولتمندان همۀ عیبها را پنهان میدارد. گناه را تو با طلا روپوش بده، میبینی که نیزه زورمند عدالت، بی آنکه به آن زیانی برساند در هم می شکند؛ اما اگر در کهنه پاره ها بپوشانیش، حـتـى نـی کوتوله های آفریقایی سوراخش میکند. هیچ کس گنه کار نیست، هیچ کس، می گویم هیچ کس؛ ضمانتِ همه با من. تو این را از من بپذیر، دوست من، زیرا قدرت آن دارم که دهان متهم کننده را ببندم. برای خودت چشمهای شیشه ای فراهم کن و، مانند یک سیاست باز دغلکار چیزهایی را که نمیبینی وانمود کن که میبینی.
درسته یه دی ماهی ام☃️