وقتی یه ترومای قدیمی باز میشه، صحبت کردن درموردش و بار هیجانات شدیدی که داره حس فروپاشی روانی به ناخودآگاه میده، برای همین یه سازوکار دفاعی رو استارت میزنه، حرف زدن برات سخت میشه با اینکه دلت میخواد حرف بزنی، حتی گریهکردن برات سخت میشه با اینکه کاملا آمادهی گریه کردنی، میل شدید به سکوت و تنهایی پیدا میکنی با اینکه دلت نمیخواد تنها باشی. انگار که بدنت داره میگه: این درد برامون خیلی بزرگه؛ یکباره رها کردنش مساویه با غرق شدن و خفه شدنمون.
سه شنبه ۹ دی ۱۴۰۴ | ۹:۴۳ ق.ظ
درسته یه دی ماهی ام☃️