خداییش دبستان دوران خوبی بود![]()
اوج برنامه ریزیم این بود که کیف فردامو شب قبل جمع کنم تا صبح هل هلی یادم نره چیزی
ولی همیشه یادم میرفت
تازه یه بارم کیفم رو توی ماشین موقع پیاده شدن یادم رفت نصف راه یادم اومد بدو بدو برگشتم دیدم بابام رفته (پنج ثانیه ایی جیم شد
) هیچی دیگه همینجوری رفتم سرکلاس
بعدش زنگ زدن بابام کیفم رو آورد ![]()
شنبه ۲۸ فروردین ۱۴۰۰ | ۴:۲۴ ب.ظ
درسته یه دی ماهی ام☃️