+ از صبح بخوام شروع کنم بعد از خوردن صبحونه خوشمزه😋🍳 اومدم اتاق و تغییرات آخر پاورپوینت ارائهامون رو انجام دادم👩🏻💻 یکم هم حرص خوردم از دست همگروهی جان بابت بیبرنامگیش😕 ولی خب مهم نیست پیش میاد دیگه😂
+ بعدش اومدم بیام وبلاگ چالش نوشتن رو انجام بدم که دیدم ای داد بیداد🤕 vpn عزیزم منقضی شده اشتباها🥲 هیچی دیگه هر کی که وصل بود رو بهش پیام دادم تا به پشتیبان پیام بده و ماجرا رو درست کنه😥 و خدا رو شکر آیدا تونست😮💨 البته این پروسه تا عصری طول کشید☹️ بدین گونه که هیچکدوم از بقیه vpnها کار نمیکرد و وصل نمیشد😱 اکانت بعضیها قطع شده بود⛔️ تلگرام نرگس بالا نمیاومد😑 و مامانساره هم آفلاین بود😭 یعنی من تا وصل شم مثل مرغ سرکنده بال بال میزدم😦 خدا آیدا رو از غیب رسوند واقعا دمش گرم💗
+ وقتی دیگه نشد بیام وبلاگ🙁 رفتم فصل آخر سریالم رو دانلود کردم و چندتا قسمت دیدم💻 بعضی وقتها فیلم دیدن راهحل مناسبیه برای فرار از نشخوار فکری😅 این بین با نگار دربارهی ارائهامون تلفنی صحبت کردیم📲
+ ظهری به نرگس زنگ زدم و با هم صحبت کردیم📞 چون استرس داشتم خیلی حرف میزدم و خودمم آگاه بودم از این موضوع🤭 البته سعی کردم کنترلش کنم🥸 دیگه از هر دری سخن گفتیم و بعدش رفتیم سر کلاس مجازی 🤓🤧
+ استرس ارائه قشنگ خفهام کرده بود😶🌫️ ولی سعی کردم علیهش اقدام کنم و شکستش بدم😁💪
+ خوبی کلاس مجازی اینکه هر کاری دلت بخواد میکنی مثلا در حالی که روی مبل لم دادی😌 متن ارائهات رو تمرین میکنی📃 ناهار میخوری🍝 با دوستانت چت میکنی👻 و استاد هم درسش رو میده 😂
+ بعد کلاس استاد سجادی یه ساعتی وقت بود که با نگار صحبت کردیم دوباره و بهم روحیه دادیم🤛🤜 با بچه ها توی گروه حرف میزدیم📱 و از چای عصرونهام لذت میبردندی☕️
+کلاس دوم شروع شد و استرس یکم شدیدتر😰 ولی خدا رو شکر تمرین کردم دوباره و با خودم صحبت کردم و نوشتم تا آروم بشم و کارساز هم بود😊 یه ارائه خوب دادیم رفت 😆 و تامام🙌🏼 آخيش راحت شدیم
+ دیگه خوشحال از تعریف و تمجید استاد و خرذوق بابت تموم شدن ماجرا💃🕺 به بقیه کلاس اصلا گوش ندادم و با بچهها حرف میزدیم توی گروه 😁 تازه با نگار هم مکالمه پیامکی و تلفنی داشتم😅
+ آخراش دیگه اینقدر ادوبی کانکت استاد رو پرت کرد بیرون🤭 که راضی شد کوتاه بیاد و جلسه رو تموم کنه😹
+ یکم دیگه با بچهها صحبت کردم و کاسه کوزهام رو جمع کردم رفتم پیش جوجههای عزیزم🐣🐥 و ریلکس کردم اندکی تا قسمتی😌 یه چندتا عکس خوشملم ازشون گرفتم و با بقیه دوستان Share کردم😇
+ یادم باشه اینجا هم بذارم چندتا از عکساشون رو🤔
+ بعدش هم اومدم با خیال راحت ادامه سریالم رو دیدن😃 البته یکم افکار امروز روی هم تلنبار شده بود واسه همین تصمیم گرفتم بیام اینجا و از روز خویش وَگویم🤗
+ و الان آدم خوشحال تریم چون هم ارائهام رو دادم🤓 و هم اکانتم تمدید شد📊 و قصهی ما به سر رسید و کلاغه به خونه رسید😉
+ روز عجیبی بود و خوشحالم که به خوبی و خوشی تموم شدش😌
+ خدا جونم شکرت یه عالمه🤍🌱
+ یادم باشه فردا یه چندتا وب بروز شده سر بزنم🤔
+ تقریبا همه چی رو گفتم😜 فعلا تا درودی دیگر بدورد 👋🏻
درسته یه دی ماهی ام☃️