
روز جهانی باهوش ترین😎خلاق ترین🌈 هنرمند ترین اقلیت جهان👩🏻🎨👨🏻🎨
کسانیکه قلبشون به قلمشون نزدیکتره مبارک😜

روز جهانی باهوش ترین😎خلاق ترین🌈 هنرمند ترین اقلیت جهان👩🏻🎨👨🏻🎨
کسانیکه قلبشون به قلمشون نزدیکتره مبارک😜

+ به عنوان یک Capricorn متولد ۱۰ دی آهسته ولی پیوسته همیشه توی حرکتم... از مسیر لذت میبرم و به مقصد هم فکر میکنم ولی عجله ایی برای رسیدن بهش ندارم...
+ برای ساختن زندگی خودم جاهطلب بیدم بدین گونه که دوست دارم خودم سکان دار زندگیم باشم حتی به غلط که با استقلال طلبی Capricornها خیلی همخونی داره و شبیه منه... یه خود مختاری که سرش درد میکنه واسه ماجراجویی...
+ همیشه دنبال اینم بدونم افکارم از کجا آمده اند و بهر چه... که گویا با عنصر و سیاره ی ماه تولدم همراستاست و این کنجکاوی کاملا طبیعیه...
+ با توجه به موقعیت مکانی و زمان به دنیا اومدنم از تبدیل شدن به کلیشه Capricorn نجات پیدا میکنم... انگار که یه سری از ویژگی هاشون رو متعادل تر کردن و از تبدیل شدن به یه آدم خشک و منطقی نجاتم دادن...
+ از بیرون شاید خیلی جدی باشم ولی از درون یه بچه کوچیک گودو گودویی بیش نیستم خخخخ و متاسفانه همیشه چوب ظاهر جدیم رو میخورم...
+ توی ارتباطاتم هم به شدت به صداقت و اخلاقیات اهمیت میدم واقعا ترجیح میدم با تعداد کمی آدم دوست باشم اما دوستی با کیفیتی داشته باشم تا اینکه یه عالمه روایط بدرد نخور سطحی داشته باشم... توی روابط احساسی هم دقیقا این اصل حاکمه... تا الان توی رابطه نرفتم چونکه عمق رابطه برام مهمه و متاسفانه توی دوره ایی زندگی میکنیم که همه چی داره سطحی میشه...
+ برای حریم شخصی ارزش زیادی قائلم و یه جورایی مقدسه برام و واقعا بهش اهمیت میدم و اصلا دلم نمیخواد خدشه دار بشه و خیلی مطابق با پروفایل Capricorn هاست...
+ نسبت به خودم حسابی سخت گیرم و خیلی زیاد هم با این موضوع مشکل داشتم مخصوصا دوره نوجوونی... تا اینکه فهمیدم منم آدم و میتونم اشتباه کنم و مشکلی پیش نیاد... کم کم دارم از موضعم میام پایین ولی هووووف که هنوز کلی راه دیگه دارم برای رفتن...
+ عاشق قوی بودنم و دوست دارم با وجود سختی های و چالش ها باز هم بتونم زندگی کنم و ادامه بدم...
+ همیشه ی خدا دنبال ساختن و خلق کردن بودم وهستم و خواهم بود... یه رویاپرداز عملگرای Capricornیی هستم...
+ میتونم به شدت لجباز و کله شق باشم... البته سعی میکنم تعادل رو توی زندگیم پیدا کنم ولی این دو مورد هنوز جنبه هایی هستن که روشون باید کار بشه
+ بسی به نظم و انضباط اهمیت میدم و برام مهمه... از اینکه همه چی سرجای خودش باشه کیف میکنم...
+ من و کمالگرایی یار شفیق خودم همیشه همراه هم بودیم... همیشه این دوست عزیز باعث میشد من کاری رو شروع نکنم یا عقبش بندازم ولی به تازگی دارم راه زندگی کردن باهاش رو یاد میگیرم و یه جورایی به نفعم ازش استفاده میکنم و توی این مورد هم دقیقا منطبق بیدم...
و این بودم نجمهی Capricorn :)
کلمهها، کلمهها... مال من هیچوقت جز این نبوده. این هیاهوی درهمِ سکوت و کلمه، شکل ناپیدای زندگی من است؛ که میگویم به پایان رسیده، یا نیامده، یا هنوز در جریان است... بسته به کلمات، به لحظهها. کاش ادامه یابد، به همین منوال غریب...
📖| متنهایی برای هیچ
✍️| ساموئل بکت

چه دنیایی با هر کدومشون ساختم
بعضیا شبیه به هم و بعضیا بسی متفاوت :)
( هر دوست یه رنگی رو انتخاب کرده برای جواب دادن و هر رنگ یه دوست رو نشون میده )
از حسادت بترسید؛ دیو زهرچشمی است که به طعمهی خودش میخندد.
📚| اتللو
✍️| ویلیام شکسپیر
گاهی انسان چنان به رنج خود وابسته میشود که اگر فرصتی برای رهایی به او بدهند، باز هم آن را پس میزند. چون رنج، بعد از مدتی، دیگر فقط درد نیست؛ بخشی از هویت اوست. انسان به آنچه او را آزار میدهد عادت میکند، همانطور که به اتاق تاریک عادت میکند و پس از مدتی، از روشنایی میترسد. شاید عجیب باشد، اما آدمی همیشه آزادی را نمیخواهد. گاهی ترجیح میدهد در زندانی آشنا بماند تا در جهانی ناشناخته قدم بگذارد.
✍🏻| فئودور داستایفسکی
بخوام از وضعیت گروهمون بگم 🤓
عطیه : آنلاین 📬
نجمه : آنلاین 📬
نرگس : در حال اتصال 📪
فرشته : آفلاین 📭

با تشکر از GPT میتونی تصویری واضح از لباس روز بنده داشته باشین😁 این چالش واقعا متفاوته و موضوعات عجیب و بانمکی داره😅 این روزا از اون روزای هیچکاری نکردن هستش😌 پس منم و اتاقم و یه مبل خسته تر از خودم که روش لم میدم و سریال میبینم👻

از وقتی که یادم میاد کالبدم رو دوست داشتم🥰 هیچ موقع دنبال عوض کردنش نبودم🙃 دوست داشتم بهتر بشه مثلا قد بلندتر و اینا ولی همیشه باهاش حس راحتی داشتم🦋 هیچ موقع سعی نکردم مد روز باشم یا حتما خوشگل باشم با همونی که بودم خوش بودم و هنوزم هستم🤪 حتی با وجود شیکم عزیزم😅 این کالبد سال های سال همراه هم بوده و بار من رو به دوش کشیده و من همینجوری که هست دوستش دارم و سعی میکنم بهتر بهش برسم🌱 این اواخر بعد عکاسی و اینا خیلی بیشتر با خودم حال میکنم و از خودم خوشم میاد👻 قد بلند و چهره ی زیبا و کالبدی محکم و زیبا✨️ که شاید توی این سالا متوجهاش نبودم🎋 خلاصه که بسی راضیام از بچهام😄
![]()
آدما بر اساس شخصیتی که داره به دلم می شینن نه ظاهر و قیافه اشون🤪 پس اگه بخوام پنج مرد جذاب رو بگم میتونم به شخصیت سریال هایی که دیدم برگردم چونکه چند فصل و چندین قسمت باهاشون زندگی کردم😄 :
+ اولی گری توی سریال A Million Little Things 👌🏻 یه جورایی باهاش همزاد پنداری میکنم🙃 اینکه تلاش میکنه با وجود اشتباهاتش ادامه بده و برگرده رو خیلی دوست دارم🤗 تازه رگه هایی از شیطنت شوخ بودن رو هم داره و این جذابیتش رو بیشتر میکنه👻
+ بعدی لوسیفر توی سریال Lusifer 😅 همدلی که هر چی سعی میکرد پنهونش کنه باز هم خودش رو نشون میداد😍 اهمیتی که به آدما و داستاناشون میداد رو دوست داشتم😇 همینطور بی پروا زندگی کردنش رو😜
+ آقای بیل توی فیلم Small Things Like These 🎄 دنیای آرومش و درونگراش خیلی جالب بود برام😌 اینکه تسلیم جامعه نشد و به اصول درست پایبند بود😉 آقای کیلین مورفی رو توی دنیای واقعی هم تحسین میکنم🤍 آدم ساده و بی شیله و دوست داشتنی😻
+ و گل سرسبد جمع🥇 شاون توی سریال Psych 👻 عاشقشم یعنی یک کلام😍 خیلی شخصیت جالب و دوست داشتنی داشت🥰 اینکه زندگی رو زندگی میکرد جذابش میکنه برام😁
+ و این یکی شخصیت خیالی نیست🤫 آقای کیانو ریورز اینکه چقدر عادی و شریف زندگی میکنه🤍 بدون غرق شدن توی زرق برق دنیا🌱 هنرمند قابل احترام و دوست داشتنی😍

چه گویم که هم درد و هم درمان تویی🙃
تا ۲۰ سالگیم حس میکردم اسیر دست خانواده ام😶🌫️ و باید خودمو نجات بدم❤️🩹 واسه همین تصمیم گرفتم تا جای ممکن از خونه فاصله بگیرم🏕 پس همه چیز رو رها کردم و دوباره از صفر شروع کردم و موفق شدم😉 رفتم دورترین نقطه ایی که میشد به امید رهایی🕊 دو سال اول رو درگیر تجربه کردن اجتماع بودم و اینکه چطور کار میکنه🤔 چون ظاهرا زمین تا آسمون با تصوراتم متفاوت بود😐 من یه دختر ساده که کل عمرش رو توی یه شهر آروم و کوچیک و خیالاتش گذرونده بود🐛 الان یهو وسط واقعیت دنیا باید گلیم خودش رو از آب میکشید بیرون🦋 سال سوم اما شروع کردم به آنالیز و تحلیل همه چی📊 باید می فهمیدم کجای کارم و چه غلطی دارم میکنم🤨 و الان توی آخرای سال چهارم کم کم دارم متوجهاش میشم😉 خانواده من دقیقا ورژن خارجی یه خانواده ایرانی بودن🎃 همه این سالها با دور نگه داشتن من از واقعیت زشت دنیا و مراقبت گاها بیش از حد مانع از آسیب دیدنم شدن🐣 البته که زخمها و تروماهایی که خودشون از گذشته و زندگیشون داشتن ناخواسته آسیب زدن و گاهی خیلی بدتر از اونی که اجتماع ممکن بود باعث بشه🥀 طی این سالا همیشه از ننه و بابام شاکی بودم که چرا پدر و مادر ایده آلی نبودن و چرا این همه اذیتم کردن🥲 تا اینکه فهمیدم با توجه به پیشینه زندگیشون و محیطی که توش بودن دارن همه تلاششون رو میکنن👌🏻 مخصوصا آقای پدر👀 اونا هم همراه من بزرگ شدن و تجربه کردن و متفاوت شدن🌱 من با دوتا نوجوون به اسم ننه بابا بزرگ شدم و خب تا گوساله گاو شود دل صاحابش آب شود😅 یه سری جاها واقعا سخت بود و ناعادلانه اما گذشت🙃 و یه سری جاها واقعا کیف کردم که اونم گذشت😉 خانواده من اما بهم فرصت رشد کردن و تجربه کردن دادن🎄 فرصت اینکه خودم باشم و تسلیم نقش از پیش نوشته جامعه نشم🎎 فرصتی که کم کم به مرور زمان و با تجربه بدست اومد🎋 و شاید زندگی همینه بزرگ شدن و رشد کردنه🌱 الان دیگه از دستشون ناراحت یا عصبانی نیستم❤️🩹 چون فهمیدم زندگی بالا و پایین زیادی داره و نمیشه با خشم و فرار به آرامش رسید🤍 خانواده ی من همون خانواده عجیب و غریب خودمه اما با این تفاوت که من متوجه اش شدم و به خدای خودم باور دارم که توی هر مرحلهای همیشه هوام رو داشته مثل همه این سالها🌾 و فاصله گرفتن چیزی بود که برای فهمیدن همه اینا نیاز داشتم :)

اولین آهنگ فرانسوی با ریتم شاد💃🕺 (self control - Camille Lou) برای وقتایی که نیاز شدید به انرژی و اندکی امید دارم😜
دومین آهنگ کلاسیک و بی کلام از هم نوازی ویولن سل🎻 و پیانو🎹 (ebben? ne andro lontana - Catalani) با گوش دادن بهش وارد دنیای وهم و شک و تردید با رگه هایی از خشم میشی🌫 جایی که تصمیم میگیری انتقام یه خیانت رو بگیری🧐 توی دهه هشتاد میلادی توی یکی از محله های نیویورک🏗
و اما سومین آهنگ (romancein D minor op.62 - Elgar) آهنگی دوباره بی کلام و آرامش بخش😌 که یه جور حس پذیرش زندگی رو با جریان هاش وارد رگ هات میکنه😉 یه جور این نیز میگذرد خاص خودش🎼 خوب باشه میره🍃 بد باشه هم میره🍂 مهم اینکه تو از تک تک نت های زندگی لذت ببری و باهاشون همراه بشی🦋
چهارمین آهنگ سفری به دنیای باروک و جادوییش🐌 (Romeau : Hippoly et Arici-Ouverture) همراه ریتم این همنوازی سازای کلاسیک وارد ماجراجویی میشم🤠 از این مدل که با کله میری توی دل خطر و ریسکش رو قبول میکنی تا به هر قیمتی شده به هدفت برسی👻
پنجمین اما یکم حالت وداع داره🥀 آهنگ (Gounod : Judex - Halle Orchestra) انگار میگه بدرود ای زندگانی و قهرمان داستان باشکوه و افتخار از لحظه های آخر زندگیش لذت میبره🥲 ترکیب غرور و غم باهم❤️🩹 پروازی به سمت دوره شوالیه ها و دلاوری هاشون⚔️
ششمین آهنگ (string quartet no.2 - Borodin) این یکی اما غم تموم شدن یه دنیای مشترک رو توی دل نت ها به تصویر میکشه💔 یاد خوشی که باهم بودن🫂 ولی دست روزگار از هم جداشون کرده👥️️ داستان آشنایی و اوج و کشمکشش و لایه به لایه جدایی نهفته توش🎋 جدایی که هیچکدوم از دو طرف نمیخوان ولی مجبورن بهش تن بدن🃏
هفتمین آهنگ (remember - Anna Leone) توصیفی درباره رابطه ایی که تموم شده و دل شکستی که باید باهاش سر و کله بزنی🙃 یه جور حسرت لحظه های خوبی که هیچ موقع پیش نیومدن چون طرف لایقش نبوده😔
و بشنوید هشتمین آهنگ را که اپرایی کلاسیک است😁 (Adam : minuit, chretiens - Roberto Alagna) یه جور حالت عرفانی و روحانی طور داره برام😇 یه آبی آسمونی ملیح ساعت ۹ صبحی🌤
نهمین آهنگ نت هایی هستش که زندگی عادی رو نشون میدن🏞 (The swan - Saint-Saens) سادگی و پذیرش🌱
و اما دهمین و شاید زیباترین از نظر من توی این لیست🏆 (as our worlds meet - Elie AbouNasr) آهنگی که با ریتم زندگی به قشنگ ترین شکل ممکن میرقصه و گوش رو نوازش میده🪁
تقریبا ۸۰ درصد لیست آهنگ بی کلام بود🎶 و دنیایی که با شنیدنشون برام تداعی شدش🔮 تجربه ی جالبی بود😉
فردا آزمون رانندگی🚘 دارم
الان حس میکنم آماده ام 👻
الهی به امید تو 🌱

زمان بندی موضوعش ۱۰۰ از ۱۰۰👌🏻 دقیقا بعد از تموم کردن کارشناسی اومدش👩🏻🎓 ماجرای من و درسخوندون📚 ماجرای عاشق و معشوقه🥰 همیشه دوست داشتم برم مدرسه🤓 و حتی اون موقع که پنج یا شیش سالم بود با دختر خالهام راهی مدرسه میشدم😁 البته که با تمهیدات ننه بابا و جمیع خانواده ها نقشهام نقشه برآب میشد☹️ اما خب من دست از تلاش بر نمیداشتم🤪 توی خیالم مدرسه یه دنیای جادویی🔮 پر از رمز و راز بودش و منتظر کشف شدن🏕 البته کارتون و سریالهایی هم که اون موقع نشون میداد توی یه لیگ دیگهای بودن😉 مگه میشد مدرسه ما رو ببینی و عاشق دبیرستان نشی👨🏻🏫 خلاصه هر مهرماه رو با ذوق خرید لوازمالتحریر🖌 و شروع مدرسهها سر میکردم و عاشق عصرهاش و درس خوندن و ماجراهاش بودم و هنوزم هستم😁 درس خوندن و مدرسه رفتن جدای از مطالب علمی که به آدم یاد میده🧪 آدم رو بزرگ میکنه😉 بهش شیوهی زندگی کردن توی جامعه و ارتباط برقرار کردن رو میده🧐 اینکه چطوری خارج از منطقهی امن خانوادهات رفتار کنی و حاضر بشی🤓 چیزی که توی این ۴ سال کارشناسی با تمام وجود حسش کردم🙃 به نظر من تحصیلات مهم هستش اما نه صرفا یاد گرفتن یه سری نظریهها و فرمولها😐 بلکه یاد گرفتن درس زندگانی توی کوچه پس کوچههاش🌱

عارضم به خدمت مبارکتون که😁 برای صبحونه یه قوری چایی تازه دم🫖 با کشمش تنگش و حلیم نوش جان نموده ام🍛 ناهار غذای مورد علاقهام یعنی ته چین🍲 داشتیم یام یام🤤 عصر بعد از رانندگی یه بستنی خوشمزه زدیم بر بدن با خانواده🍦 و شام هم ته دیگ ته چین ناهار🧇 و دلستر مالت🥤 بسی خوشمزه😋 بسی دلپذیر😊 بعد من همونیم که با نون و پنیر و هندونه🥪 توی خوابگاه سر میکرد😅

قبلا آدم بسی زودجوشی بودم😠 ولی توی کوچه پس کوچه های زندگانی آروم تر شدم😌 و دیر عصبانی میشم اما بد به حال اون موقعی که فوران کنم🤯 و اما چیزایی که میتونه من رو به جنون برسونه🤡
+ دروغ💥 واقعا واقعا واقعا خط قرمز زندگی منه و میتونه به راحتی آب خوردن آدما رو از زندگیم حذف کنه🤨 اینقدری که این مورد منو عصبانی میکنه بقیه چیزای در قبالش هیچ ان😬
+ بی نظمی و آشفتگی بیش از حد😵💫 نظم رو دوست دارم و توی یه سری از زمینه های زندگی واقعا ضروریه😉 اینکه همیشه مجبور باشم آشفته بازار رو تحمل کنم بدم میاد😑
+ بی عدالتی⚖️ تا جایی که یادم میاد همیشه آدم به شدت عدالت خواهی بودم و هستم و خواهم بود🧐 پس هر کاری که باعث بشه حق یه آدم دیگه پایمال بشه کفرم رو درمیاره😤 یادمه یه دور حتی معلم دبستانم بابت این موضوع که زیاد خودم رو درگیر این قضایا میکنم دعوام کرد😅 ولی من بیخیال نشدم و هنوزم نمیشم😊 توی قاموس ما عدالت شوخی بردار نیست☠️
+ دیر رسیدن یا منتظر موندن😮💨 آدم وقت شناسی هستم و عاشق آدم های وقت شناس🥰 اگه قرارمون عصر فلان ساعته لطفا منتظرم نذار که ناراحتم میکنی🙄
+ زورگویی😡 این یکی یه جوری بهم فشار میاره که😬 میتونم کامل بیخیال همه چی بشم و بزنم کاسه کوزه ی طرف رو روی سرش خراب کنم😈
یه سری خرده عادت ها هم هستن که عصبانیم میکنن🥴 ولی در حد اینا مثلا تیک تیک مدام یه وسیله 🎛 یا صدای غذا خوردن یا هورت کشیدن نوشیدنی🤢 یا فین فین کردن🤧 و این ریز صداهایی که ادامه پیدا میکنن قشنگ میرن روی مخم😵 یکی هم اینکه از خواب ناز بیدارم کنن😭 خدا شاهده کل روز رو میشم سگ پاچه گیر👹 لطفا بذارین آدم وار خودم بیدار شدم دیگه☹️

Life sucks, and then you die. And then it still sucks.

هوم فکر کنم عکس تا حدی گویای سر درون باشه🤎 من عاشق چیزای قدیمی و نوستالژیکام🤠 از کتاب و فیلم گرفته تا موسیقی و ضرب آهنگ📻 حس میکنم قدیما حس آدما واقعیتر بودش😇 و هنر هنوز انسانیتر بودش🌱 و لذت حقیقی رو مهمون دلهامون میکرد✨️
همین مینی صحبت های کوچولو آدم رو نجات میده 🌼
امروز نشد بریم رانندگی بخاطر خرابی ماشین و احتمالا فردا هم نشه🙂
ولی آقای پدر با یکی دو جمله از حجمه کلی فکر و خیال نجاتم داد 🌱
خدایا شکرت🤍 که هوام رو داری مثل همیشه
مرسی آقای پدر🥰
Now, I think I'm ready for a new chapter
where I get to share my life with someone :)


هوم🤔 تا بحال به طور جدی و رسمی وارد رابطه نشدم که بخوام اکس داشته باشم🦧 اینقدر درگیر دنیای خودم و فهمیدنش بودم که جایی واسه یه نفر دیگه نبود😅 اما میتونم راجع به دوستی بنویسم که دیگه دوستم نیست و یه جورایی اکس-دوست محسوب میشه👀 رابطهایی که بعد از بهم خوردنش خیلی چیزا بهم یاد داد🧐 و باعث شد خودم رو بیشتر بشناسم و درک کنم😊 واقعا هر کار خدا بی حکمت نیست🍀 توی این مسیر دلم شکست💔 ولی ادامه داد و دوباره قشنگ تر از گذشته رشد کرد🥰 سخت بود و بالا و پایین زیاد داشت ولی مثل کوره سفالگری پختهام کرد و باعث شد واسه آدم بهتری شدن تلاش کنم🤍
آشنای غریبه اگه تو نبودی هیچ کدوم از این اتفاقات نمیافتاد🙃 اما خوشحالم که توی بخشی از زندگیم حضور داشتی🪴 و ممنونم بابت خاطرات تلخ و شیرینی که ساختی برام🙏🏼 ممنونم که باعث شدی یه پله به خودمم نزدیک تر بشم😇 و امیدوارم توی زندگیت بتونی راه درست رو پیدا کنی🧚♀️ به این فکر میکنم که میتونستیم بیشتر از دوست باشیم برای هم و با هم رشد کنیم👥️️ ولی دنیامون مال هم نبود✂️ به هر حال اینم یه فصلی از فصلهای زندگی بود که با تو نوشته شد✒️ یه پیش نویس برای شروع یه رابطه سالم با آدم درست👻 ممنون بابتش💐

+ بیدار شدن و انجام روتین همیشگی👻
+ دوش گرفتن🚿و حموم جانانه🧖♀️
+ صبحونه☕️ و چک کردن شبکههای اجتماعی🤳🏼
+ دیدن یه اپیزود از سریالم💻
+ گشتن توی دنیای Pinterest📸
+ انجام puzzle games های لینکدین🧩
+ گوش دادن به آهنگ جدید🎶 و خیالپردازی🎄
+ پست گذاشتن توی کانال اینجا😉
+ ناهار خوردن🍟 و دنبال کردن سریال مورد علاقهام😍
+ استراحت کردن😴 و گوش دادن به آهنگ😌
+ میان وعده🫖 و یه اپیزود دیگه😉
+ انتظار برای عصر🌃 و تمرین رانندگی با آقای پدر👻
+ تمرین رانندگی با دوتا پارک دوبل عالی😁 و دو تا افتضاح😅
+ خرابی تسمه دینام و برگشتن به خونه😶🌫️
+ استراحت🦭 و آنالیز فکرای در هم بر هم🤔
+ شام🥣 و دنیای سریال✨️
+ چت با بچهها😄
+ انجام نوشتن چالش📃 و روزنوشت همیشگی✍️🏻
+ تاریکی به کام🌠
عصر رفتیم قان قان سواری👻 با ماشین خودمون مثل راننده پایه یک رفتار میکنم😂 چونکه قلقش داره دستم میاد😜 کاش بذارن با ماشین آموزشگاه هم یه دور برم تا واسه آزمون قلقش دستم بیاد😁

کتابی که لا به لای صفحاتش بشه زندگی کرد🌾 مهم نیست نویسنده اش کیه✍🏻مهم اینکه بتونم باهاش ارتباط بگیرم😇 کتابی که منو به سفر توی دنیای خودش ببره کتاب مورد علاقهامه✨️ مثل بیشتر کتابهایی که اینجا ثبتشون کردم📚
خب دوستان با یه پارک دوبل افتضاح رد شدم 😅 دفعه اولم بود و تا قلق ماشین بیاد دستم🚘 و بفهمم چی به چیه تموم شد😑بد نبودم همه بخشها رو تا حد قابل قبولی خوب رفتم و افسر بهم گفت شوتی سوار میشم😁 مشکلم این بود که اولی نشستم و تجربه ثابت کرده اولین دفعه گند میزنم😶🌫️ و هرگز به حرف افسر گوش نکن هرگز گول خوردم😂 خدایی حس آمادگی هم نداشتم الان یه هفته وقت دارم برای تمرین و مطمئنم دفعه بد قبولم😉
۱۰ سال زندگی🌱 داره سپری میشه باهات با هر روزی که میگذره🎋 و من همچنان علاقه ام بهت بیشتر و بیشتر میشه🥰 با هم کلی بالا و پایین داشتیم و کلی ماجرا از سر گذروندیم🪧 خندیدیم😄 گریه کردیم😭 ترسیدیم😰 جنگیدیم😠 زمین خوردیم🤕 عاشق شدیم🤤 و ادامه دادیم به ساختن و زندگی کردن👻 پست بچه های قدیمی بلاگفا رو که میخوندم و اون همه خاطره رو میدیدم✨️ با خودم عهد کردم که منم ۱۰ سالگی وبلاگم رو جشن میگیرم🎈 و الان داره ۱۰ سالت میشه🎉 وروجک کوچولوی من مرسی که همراهم بودی🎄 و قدم به قدم باهام رشد کردی از نوجوونی تا جوونی🤍 امیدوارم همچنان پابرجا باشی😊 و با هم فصل جدید زندگی رو ورق بزنیم🏕 و برای هدیه💎 کادوی تولد من بهت این کانال walk & talk هستش تا تو هم به آینده قدم بذاری🌈 ماه شب های تاریک من🌜
چالش نوشتن رو همراه با فرشته و نرگس و عطیه داریم ادامه میدیم📝
و حس متفاوتی داره خوندن نوشته های بقیه🌱 و حسی که اونا تجربه اش کردن 🌈
بسی جالب🤔 و بسی دوست داشتنی😍 هستش
مرسی که همراهم شدین بچه ها 🥰

این روزا امید🌱 رهایی🕊 شجاعت🪐 بیخیالی🍭 و سرزندگی🐣 رو شدیدا حس میکنم😌 خودسازی که پی این احساسات میان رو دوست دارم😉 سبک بالی بعد از شجاعت و گاها کله خری رو دوست دارم😅 انگار دست نجمه کوچولوی درونم رو گرفتم🤝🏻 بهش اطمینان دادم که هواش رو دارم💫 و با خیال راحت سراغ ماجراجویی های زندگی میریم👻 گاهی مسیر سخت میشه🌋 گاهی خسته میشم😮💨 گاهی ناامید🥀 گاهی گرفتار😵💫 گاهی ترس خفهام میکنه😶🌫️ و گاهی فقط میخوام همه چی تموم شه🧟♀️ ولی با همه ی اینا همچنان ادامه میدم🐛 چون از انتظار خسته شدم🙃 از اینکه یه روز خوب بیاد😒 من یه روز خوب رو الان میخوام😃 پس میسازمش حتی برای چند دقیقه هم که شده میخوام حس زندگانی داشته باشم و همین برام کافیه🌈 از قدیم گفتن اندک اندک جمع گردد وانگهی دریا شود دوستم🌊 دیگه نمیترسم اگه گند بزنم یا اشتباه کنم🤭 همه اشون تجربه میشه که دفعات بعدی بهتر عمل کنم👌🏻 من که علامه دهر نیستم😶 و نمیخوامم که باشم😛 من دوست دارم یه دختر وروجک👻 در وادی زندگانی باشم همین😇 پس این روزا رو با مجموعه انسانی از این حس ها میگذرونم🌬 و باید بگم که دوستشون دارم😉
درسته یه دی ماهی ام☃️