+ از ساعت ۲ و نیم صبح توی راه هم و هنوز نرسیدم😐 به شدت خسته ام و خوابم میاد🥱
+ سفر توی PMS هم عجیب ها🤔 الان هم سگ سیاه درونم حلولیده👹 همزمان دلم کلی خوراکی های خوشمزه میخواد😅
+ قبلا اگه امتحان داشتم از خونه تکون نمیخوردم تا با تمرکز جواب بدم🤓 امروز خیلی ریلکس توی تاکسی🚖 ترمینال🚟 کوله بدست با کمک gpt امتحان دادم😎
+ قرار بود نرگس بیاد همو ببینیم و با هم امتحان بدیم🤓 ولی نیومد و چیزی هم نگفت و این دلخورم کرد🙁 هوم... به هر حال بعضی دوستی ها برای یه دوره ایی قشنگن😉 و باید توی همون دوره یاد و خاطره اشون رو گرامی بداری و رها کنی تا خراب نشه😊 دیگه اتوبوس به مقصد همدان پیدا کردم🚌 و تا برسم یکم استراحت کردم و یکم غر زدم توی ذهنم از روزگار و آدماش🤔
+ دیشب خسته و داغان رسیدم خونه عطیه اینا🤕 بابا عطیه لطف کرد برامون آجیل خرید😋 و مامانش هم قیمه خوشمزه گذاشته بود🍛 خلاصه که کلی شرمندهام کردن🥰 بسی خوش گذشت🦋
+ اینقدر خسته بودم فکر میکردم کل صبح رو بخوابم ولی ساعت ۷ و نیم بیدار شدم😐 دیگه صبحونه زدیم و شروع کردیم مرور نکات واسه کنکور فردا🤓
+ To Be Continued...
درسته یه دی ماهی ام☃️