+بعد از مدت ها سلام سلام
چطور مطورین
خوبین؟ خوشین؟ سلامتین؟ خوش میگذره
چه خبرا؟
+تقریبا از دی ماه به اینور هیچ روزنوشتی نداشتم
نمیدونم چرا اما نیاز داشتم یکم دور باشم و فکر کنم برای ادامه دادن ماجرا...
+ از دوره افسردگی فصلی (به قول زینب) گذر نمودیم و اکنون اینجاییم و در خدمت شما دوستای عزیز![]()
خب بریم سراغ جایی که رها کردیم ماجرا رو:
+بعد از تموم شدن دو هفته طلایی خوابگاه
با برگشتن کم کم بچه ها همه چی به روال سابق برگشت
همون سروصدا ها و شلوغی های همیشگی و همون مشغله ها
+ماجراهای عجیبی هم بین بچه ها و روابطشون اتفاق افتاد که پشمااااام ![]()
+بنده در طی یه تصمیم انتحاری رفتم و بوکس ثبت نام کردم
و وروجک کوچولوتون الان خیلی خوشحال تره
+یه سری تغییرات غذایی رو توی برنامه امم ایجاد کردم
که هم خدا راضی باشه بنده خدا (دکتر) راضی باشه بدین
+این ترم با استاد عزیز و گرامی استاد زختاره کلاس داریم
خدا خودش عاقبت بخیرمون کنه بلند بگو آمین
+ماه اول ترم چهارم رو کلا تو باغ نبودم و به بهونه اینکه بر میگردم خونه همش رو به ویلانی گذروندم
الان هم که اومدم خونه هنوز هیچ غلطی نکردم ![]()
+باید به درجه درست و حسابی برسم هم توی فرانسه هم انگلیسی نیاز دارم انگلیسی رو تثبیت کنم![]()
+و مثل همیشه نیاز دارم که خودم رو بهتر بشناسم و از تعطیلات استفاده کنم و روی خودم کار کنم نیاز دارم تا بیشتر از این وقت رو تلف نکنم ![]()
+یه سری چیزا توی ذهنم هی وول میخورن اما نمدونم چرا هنوز جامعه عمل نپوشوندمشون ![]()
+امروز میخواستم کتابی که از کتاب خونه گرفتم رو بخونم که همون بیست صفحه اول حدس زدم ماجرا چیه
و دیگه بی مزه شدش کاش این همه از ماجراهای جنایی سر در نیارم
+مود کتاب خوندن نیست... فیلم درست پیدا نمیکنم... درس که نمیخونم... سریالم رو بزور دارم ادامه میدم تازه بعد ده قسمت تازه ازش خوشم میاد کم کم... خلاصه که عجب تعطیلات عالی رو میگذرونم...تنها بخش دوست داشتنیش قسمت ورزش کردنشه...و البته خواب درست و غذای خونگی...
+خوشحالم که برگشتم و امیدوار بمونم دوستتون دارم یه عالمه
ماچ به کله همتون![]()
درسته یه دی ماهی ام☃️