
توی این پست و همچنین این یکی دوتا از بزرگترین ترسهام رو گفتم😶 اما امروز میخوام از ترسهای کوچیک بگم که مجموعه اش میتونه خیلی ترسناک تر باشه😰
+ مثل ترس از تظاهر به دوستی و دوست داشتن 💔 اینکه طرف بهم روراست بگه من ازت خوشم نمیاد و دلم نمیخواد باهات دوست باشم خیلی خیلی دردش کمتره تا اینکه الکی ظاهرسازی کنه و بذاره توی دروغ زندگی کنم😖
+ ترس از شکست که دودمان منو بر باد داده بود😬 البته الان باهاش مواجه شدم و گاهی عمدا میبازم تا عادی بشه برام😅 ولی خب جزو لیست ترسهام بودش🃏
+ دیگه ترس از فراموش کردن خودم توی جریان زندگانی🤕 اینکه توی شلوغی حواسم به خودم نباشه و دوباره بزنم جاده خاکی🙄
+ ترس از بیپناهی🥲 اینکه یادم بره خدا همیشه هوام رو داره و ناامید بشم توی مواجهه با واقعیت دنیای امروزی😓
+ ریزتر بخوام بگم از جمله ترس از بی پولی💰 واقعا خدا نصیب گرگ بیابون نکنه واقعا سخته🤧 دیگه اینکه توی شهر غریب بیجا و مکان بشم🥶 چونکه دوران جنگ تجربه اش کردم و اصلا جالب نبودش😮💨 و ترس از گیر افتادن با جمعی که vibeش باهام جور نباشه🤒 واقعا حالم رو بد میکنه و اعصابم رو هم داغان😕 دیگه ترس از شکنجه و درد😶🌫️ از همون بچگی هر موقع فیلم جنگی میدیم که توش بازجویی داشتش واقعا میگرخیدم😰 و تصمیم گرفتم اگه قرار باشه بین اسیر شدن یا مرگ یکی رو انتخاب کنم صد در صد مرگ رو بردارم☠️ ترس از جک و جونور هم خب کاملا منطقیه و نیازی یه تشریح نداره🤪 این نمیدونم چیچی فوبیا که سوراخهای ریز کنار هم باشن رو هم دارم😵💫 وایی خیلی چندش و ترسناکه😱 واییییییییییی 👁 از ترس جن و پری این چیزای که توی فیلم نشون میده هم به لطف یه عالمه فیلمی که دیدم گذشتم و بی تفاوت شدم نسبت بهشون😂 این همه مجموعه لیست ترسهای بنده که بعضیاشون کمرنگ تر و بعضیاشون پررنگ ترن برام و یادآور اینکه حواسم رو جمع کنم🌪 تا از برای زندگانی آماده تر بشم🌱 چون لزوما همه ترسها منفی نیستن🦂 گاهی هشدارهایی هستن برای داشتن یه زندگی بهتر🎆
درسته یه دی ماهی ام☃️